چادر نشینی

چادر نشینی

چادر نشینی ، با بهبود شرایط اقلیمی ، سکونت در دشت جای اقامت در غار را گرفت و چون هنوز زندگی انسان وابسته به شکار بود بسیاری از گروه های انسانی در پی شکار روان شدند و همراه با گله های حیوانی به این سو و آن سو روان گشتند .

هر چند که اکثر اوقات سعی مینمودند از گله ها دور نشوند و یا کمبود شکار را با گردآوری دانه های گیاهی جبران نمایند . با وجود این گاه قحطی برای مدتی گریبانگیر برخی گروه ها می شد . ممارست با حیوانات به ویژه هنگام شکار آنها به وسیله دام که مدتی هر چند کم حیوان را زنده نگاه میداشتند ، انسان را به خلق و خوی آنها آشنا کرد و اندک اندک متوجه امکان نگهداری آن به طور زنده شدند و به این وسیله میتوانستند در اوقات فروانای شکار تعدادی از آن را برای ایام بعد نگه دارند و سپس در وقت لازم آنها را بکشند و برای مصرف آماده کنند .

نگهداری از حیوانات ، چادرنشینی

طبعا نگهداری از حیوانات برای مدت زمانی هر چند کوتاه ، نیاز به تامین علوفه برای دامها داشت و این نیاز سبب توجه انسان به مراتع و امکان بهره برداری از آن گشت . در این مرحله کوچ بخاطر تامین مراتع برای حیوانات و نیز در زمانهای بعد که به مناطق سردسیر و گرمسیر آشنا شدند آغاز شد و سپس در برخی نقاط جهان صورت منظمی یافت و حتی از هزاران سال پیش تاکنون هنوز در بعضی مناطق تداوم یافته است .

چادر نشینی

تحرک و جابجایی لزوم استفاده از پناهگاه های موقت و سپس بهره برداری از چادر را برای سکونت پدید آورد . معمولا چادر ها را در دو نوع ساخته میشد . یک نوع چادرهایی که از پوست حیوانات ساخته می شد و در هنگام نامساعد بودن هوا و احتمال ریزش باران و در سفر ها مورد استفاده قرار میگرفت و دیگر چادر هایی بود که با استفاده از تنه و شاخه درخت درست می کردند که در مواقع اقامت چند ماهه در گرمسیر بکار می رفت .

تولید و چگونگی گردآوری خوراک ، چادر نشینی

پیش از پرداخت به شیوه تولید و چگونگی گردآوری خوراک در بین چادرنشینان و کوچگران لازم به تذکر است که با وجود علل و شرایط کلی و همسان پیدایش چادر نشینی در جهان ، بخاطر آنکه همه مناطق دارای شرایط یکسان نیستند ، بنابر این در هر مکان و یا زمان یک عامل نسبت به بقیه عوامل ممکن است برتری داشته باشد و چادرنشینی در هر دوره و محیط دارای ویژگی های خاص خود نیز باشند .

چنان که جان برنال معتقد است که کشت غلات بر اهلی شدن حیوانات تقدم دارد  و دلیلی را که بر این نظر ارائه می دهد  این است که بدون کشت علوفه نمیتوان در یک منطقه محدود تعداد زیادی دام را نگهداری کرد .  لزوما  این دلیل برای همه مناطق جهان کافی به نظر نمی رسد ،   زیرا چادرنشینانی هستند که از مراتع طبیعی برای دامداری بهره برداری می کنند . 

 جانسون در این زمینه چنین می گوید: زندگی کوچ نشینی گونه ای از زیست است که انسان برای بهره وری از منابع حاشیه ای پیرامون خود با کاربرد مهارت موجود و ابزار محدود خود را با محیط سازگار می کند .

این منابع بیشتر در مناطق خشک یا بسیار مرتفع و یا سنگلاخ و شیبدار وجود دارند که برای کشاورزی مناسب نیستند. از این رو کوچ نشینان از این منابع به صورت چراگاه استفاده می‌کنند  در غیر این صورت بدون بهره برداری رها خواهند شد. از نظر تاریخی زندگی کوچ نشینی از کشاورزی جدا شده و در امتداد مناطق حاشیه گسترش یافته است . 

کشاورزی به گله داری ، چادر نشینی

 در این شرایط بعضی از گروه ها برای بهره گیری از مناطق خشک همجوار با زمینهای زیرکشت که درخور کشاورزی نبودند  به گله داری پرداختند .  این گروه به تدریج بر تعداد دام های خود افزودند تا به جایی که زندگی کوچ نشینی را بر کشاورزی ارج نهادند .  در این مرحله اگر برای چند سال پی در پی میزان بارندگی از حد نصاب کمتر می شد  کشاورزان هم کشاورزی را رها ساخته و کوچ نشین می‌شدند .  اسپونر عامل اصلی کوچ نشینی را افزایش جمعیت می داند ضمن آن که معتقد است که کوچ نشینی در مناطق گوناگون تحت تأثیر عوامل متفاوت توسعه یافته است .

در این مرحله دو شیوه دامداری و دامپروری و گردآوری خوراک وجود داشت دامداری و دامپروری هم مسئله ذخیره آذوقه  و هم کمبودش کار را حل نمود  و علاوه بر این همواره شیر و مشتقات آن و پوست حیوانات منابع خوبی در دسترس انسان گذاشت .  ضمن دامپروری گردآوری برخی دانه های خوراکی که تجارب بسیار ، مفید بودن آنها را تایید می کرد ، نه تنها به کنار گذاشته نشود ، بلکه به عنوان شیوه ای برای تغذیه در کنار دامپروری قرار گرفت.  قدرت و ضعف هر یک از این دو نسبت به یکدیگر در مناطق گوناگون متفاوت می بود. در جاهایی که زمین مناسبی وجود داشت ، گردآوری دانه های خودرو شیوه  اصلی تهیه آذوقه محسوب می شد ، انچه نمونه‌های بسیاری در این مورد وجود دارد .

استرابون ، چادر نشینی

استرابون در کتاب ۱۵ بند هفدهم می نویسد: جوانان پارس را چنان تربیت می کنم که در سرما و گرما و بارندگی بردبار و ورزیده باشند باشد پا در هوای آزاد به حشم داری بپردازند  و میوه جنگلی مثل بلوط و  غیره بخورند همچنین در همین زمان هم هنگامی که  بختیاری ها در  پاییز به گرمسیر بازمی‌گردند پس از گردآوری میوه درختان بلوط ، از آن ارد و سپس نانی درست میکنند  که  بخش قابل ملاحظه‌ای از خوراک سالیانه آنها را تشکیل می‌دهد .  یولیان یانگ در این مورد معتقد است که بین  شکارگری و اقتصاد تولیدی مرحله ای وجود داشت  او از آن به نام میوه چینی یاد می کند که در واقع همان گرد آوری دانه های خودرو و وحشی به صورت منظم و با برنامه و نه کشت آن ، است.

 او می نویسد مسئله این است  که مردمی وجود دارند که از دیدگاه وضع اقتصادی نوعی حلقه گمشده بین شکارچیان و گردآورندگان از یک طرف و مردمی که اقتصاد تولیدی دارند ، از طرف دیگر تشکیل می دهند ، من آنان را مردم میوه چین می نامم . 

شیوه گردآوری خوراک

شیوه گردآوری خوراک در نزد این مردم به انبار کردن یک یا چند نوع گیاه که در تمام سال خوراک اصلی آنان را تشکیل می‌دهد تکیه دارد .  آنان دامدار یا کشاورز نیستند ولی ساختمان اقتصادی آنان را نه گردآوری تصادفی یک یا چند گیاه وحشی ، بلکه به دست آوردن خوراک با نقشه و طرح تشکیل می دهد. سپس نمونه‌هایی بر تایید نظر خود ارائه می دهد . 

 چادر نشینی در ایران سابقه‌ای طولانی دارد و در رابطه با شیوه تولید آسیایی ، در سرنوشت این کشور نقش مهمی ایفا نموده  چنانکه اگر توجه شود اکثر سلسله هایی  که پس از اسلام بر این مرز و بوم حکومت کرده اند ریشه‌های  چادرنشینی داشتن و با حمایت قبایل خود به قدرت می رسیدند. اقتصاد این چادرنشینان علاوه بر دامداری و شکار متکی به غارت بود  و به ویژه در هنگام خشکسالی به وسیله غارت روستانشینان و تصاحب ذخایر غذایی و دامی و نیز ابزار آلات مفید و آنچه که با ارزش می یافتند ،  رفع  نیاز می نمودند.

چادرنشینی در بین ایرانیان

 به همین جهت در ایران بین روستانشینان و چادرنشینان همواره تخاصم  و نزاع  پایدار وجود داشت و حتی گاهی اتفاق می افتاد که چند ایل  بر ضد یک دیگر با هم متفق می شدند . 

چنانکه بعد از شهریور ۱۳۲۰ ایل‌های بهمنی و اعلا دینی که مسلح بودند  و به ثروت ایل لرکی ها توجه داشتند ،  با هم متحد شدند و یک شب با کمک هم به سرزمین لرکی ها  حمله کردند و آن را اشغال نموده و آن ها را از منطقه خودشان بیرون راندند و آواره شهرها و دهات دیگر کردند.

 سلسله مراتب در یک جامعه ایلی چنین است که هر ایل  شامل چند طایفه می شوند که هر کدام از آنها از چند تیره و هر تیره از چند خاندان تشکیل می شود. هر طایفه و گاه تیره نیایی  افسانه ای برای خود قائل هستند  و هر طایفه دارای مرتع یا زمینی اشتراکی است .  و مالکیت شخصی بر زمین در بین آنها وجود ندارد. برای مثال سلسله مراتب اجتماعی در بین ترکمن ها نخست شامل کوچکترین واحد یعنی خانواده میشود که هر یک در فضایی به نام ( ای )  یا همان آلاچیق زندگی می کنند.

از  تجمع خانواده‌های چندی که آلاچیق های خود را نزدیک هم بنا می کند ، اجتماعی به نام ابه بوجود می آید .  که اکثر افراد آن با هم خویشاوند هستند سپس از اجتماع چند ابه  طایفه کوچکی تشکیل می شوند که هر چه تعداد اعضای آن بیشتر باشد از قدرت بیشتری برخوردار خواهد بود . 

امیدواریم که مقاله تولید شده توسط ماسیا برند تولید کننده زیورآلات صدفی و جواهرات صدفی ( اولین جواهر بشر)  برای شما خواننده محترم مفید بوده باشد .  باعث افتخار ماست اگر از بخش فروشگاهی ماسیا  دیدن نمایید .

به پیج اینیستاگرام ماسیا بپیوندید ..

ماسیا

ماسیا اولین برند تولید کننده زیورآلات صدفی در ایران می باشد

ارسال دیدگاه

تمامی حقوق این سایت متعلق به ماسیا می باشد